با همکاری یه مؤسسه ای، کارگاهی با عنوان پیشگیری از اعتیاد برگزار کرده بودیم؛ 4 نفر استاد هم دعوت کرده بودیم تا هرکدوم، به تناسب تخصصشان، سرفصل های مشخصی رو تدریس کنند. در کارگاه، چند نفر از معتادان پاک شده هم حضور داشتند. ظهر که کلاس تموم شد، با یکی از استادان و مدیر مؤسسه، قدم ن، اومدم بیرون؛ یه شرکت کننده هم دنبال ما اومد؛ ما دمِ در داشتیم خداحافظی می کردیم که این آقا، یه نگاهی به آسمون کرد؛ یه نیم نگاهی به درختا انداخت؛ یه نفس عمیقی کشید و رو کرد به من و گفت: رییس عجب هواییه؛ جون می ده برای مصرف مواد. 

من که از صبح، درگیر کارگاه آموزشی بودم، با این خروجی، حالم حسابی گرفته شد.


Comparative Education کارگاه آموزشی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تیراژه چنگ و سرود فوتبالی ها رادیو سامان | Radio Saman اندروید گل یاس